بهنيا کمی تا قسمتی ابری

این روزها بهنیا کمی تا قسمتی ابری شده البته خاله و دایی و مامان و بابا بزرگ...... معمولا با محبتهای بیش از اندازه بله دیگه....................................

(اینم عوض تشکر به خاطر این همه زحمت در این مدت هست ..........)

مامان: بهنیا درس بخون

بهنیا :برای چی بخونم من می خوام سی دی فروش بشم.

مامان: سی دی فروشی هم باید درس بخونه انگلیسی بلد باشی تا بتونه موفق باشه....

بهنیا :پس اصلا می خوام میوه فروش بشم14.gif

مامان:20.gif دیونم کردی بهنیا

بهنیا: یادم باشه یک دکتر خوب ببرمت...................

مامان : غذا بخور

بهنیا : نمی خوام  .......................

مامان: ............................

بهنیا:..............................

/>

pt.gifCool Slideshows

/ 22 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان پرهام

سلام بهينا جون مطمئنم که با مامان شوخی کردی حتما درست را خوب می خونی همیشه شاد و سرحال باشی

بيتا

ياسی

آقا دکتر ميوه فروش ؟ ميگما ..ما خيلی وقته شما رو اد هم فرموديم ها ! اما دريغ از بازديد کوتاه ! بی معرفتی از الان ؟؟؟

فرهود عزيز بابا

سلام. وبلاگ خيلی خوبي داريد. به شما پيوند دادم تا بيشتر به شما سر بزنم. فرهود عزيز بابا

سارا

نوشين جان سلام ميبنم که بهنيا نقطه ضعفتو پيدا کرده و حسابی شيطونی ميکنه اينها برای بهنيای گلم

صفا

سلام . سلام به اون پسر شيطون. عزيزم. چه شغلايی رو می گه. اذيتش نکن. تو رو خدا . خودش می فهمه که يکروزی بايد درس بخونه. هی که بهش بگی لجبازی می کنه.

خاله ناهيد

سلام عزيز خاله نمی دانيد چه حالی داريم گوشه.گوشه خونه خاطرات قشنگ و حرفهای با مزه توست الهی قربونت بره خاله با تصميم صحيح اميدوارم همه چيز به خوبی پيش بره مواظب هم باشيد

سارا

سلام عزيزم اميدوارم بسلامت برگشته باشيد منتظر آپت هستم بهنيای عزيزمو ببوس