معبد هنديها

من هر شنبه منتظر بودم خاله فرشته مامان (نوشین)زنگ بزنه و بگه بریم جایی با مامان و بابای ارشیا وثمین ومامانم هم کلی با من دعوا می کرد ما نمی ریم زشته .......ولی من اینقدر مظلومانه گریه می کردم که مامانه بیچارم همراه دوستان خوبمان به تفریح یا برای شکم32.gifیا برای دیدن جاهای تفریحی از پیتزا فروشی گرفته تا رستوران هندیها و....بالاخره یک روز به اتفاق بسیاری از دوستان ایرانی همسایه به معبد هندیها رفتیم.من وارشیا دستمون را داده بودیم به نوشین وهمه جا را با رهبری خانمی می رفتیم بزرگترعا هم مشغول عکس گرفتن وصحبت در مورد آنجا بودند چشمتون روز بد نبینه که کلی بچه میمون با خانواده هاشون آنجا بودند.بعضی هاشون هم یک کار زشتی می کردند 43.gifدزدی با آخرین سرعت موزه ها را می قاپیدند ما هم ترسیدیم گفتیم یک موقع ما را نخوردند این میمونهای بی تربیت.36_33_4.gif                     16_12_170.gif                  16_12_169.gif

خلاصه یادم نمی یاد چند تا پله بود ولی ۱۰۰۰ تا بیشتر بود بالا رفتیم مجسمه های مختلف با مراسم عجیب در آنجا برگزار می شد .و بعد هم برگشتیم به خانه که البته راه را گم کردیم وکلی در خیابانها چرخیدیم وچقدر به ما بچه ها این گم شدن مزه داد.

DSC05758.JPG

DSC05770.JPG

DSC05794.JPG

DSC05802.JPG

DSC05810.JPG

DSC00319.JPG

/ 6 نظر / 8 بازدید
نلی

سلام عزیز خاله منم دلم برای شما و بلاگتون تنگ بود. عکسا هم خیلی قشنگ بودن مخصوصاً اون میمونه خیلی با نمکه

p.m

che jaleb pas shoma ahle golpayeganin,az ashnaee batoon khoshhalam.shohare man modir amele ye karkhane hast ke karkhanashoon dar golpayegane,bara hamin ma ziyad onja omadim va shabhaye ziyadi ro dar arge googad khabidim yadesh be kheyr

مامان بهنيا

ای کاش آدرس ايميل می داديد بيشتر باهم آشنا می شديم. چون من هم در کارخانه سایپا کار می کردم. مرسی از پيام شما دوست نا آشنا

ناهيد خاله

قربون قيافه ماه ولاغرت بره خاله