امسال اولین سالی بود که روز تولد بهنیا من در کنارش نبودم .و می تونم بگم یکی از سخت ترین روزها و شاید لحظه ها بود .بهنیا درگیر امتحانها بود و من راهی یک سفر

تمام لحظاتم با بهنیا بودم و از هر مارک و مدل و هرجی که تونستم فقط برای بهنیا خریدم  وقتی سوغاتیها و کادوهاش را دید از تعجب می گفت آخه واسه جی این همه خریدی...

در نبود من مامان بزرگ مهربون با حضور پدر و دایی ها برای بهنیا تولد گرفت و ما هم به یاد بهنیا با بهتاب شمعی فوت کردیم تا بعد جبران کنیم.

پسر گلم با وجود دوری از من بیشتر از ٣ هفته با تلاش فراوان و سرماخوردگی شدید ولی تمامی نمره هاش بیست شد و من را خیلی خوشحال کرد.

البته بعضی وقتها لازمه بجه ها تجربه دوری از پدر و مادر را داشته باشند ......

و شاید کمک کنه بیشتر قدر زحمتها و زمانی را که مادر براشون می گذاره  بدونند.

سفر نسبتا پر باری بود ولی پدر بزرگ مهربون که کمی کسالت داشت و ما را خیلی نگران کرده بود دراولین ساعت ورود به ایران در بیمارستان بستری شد.

و همجنان بستری هستند....................

بهتاب هم درست یکساعت بعد از رسیدن به خونه من حمامش کردم که رفتم براش شیر بیارم که صدای وحشتناکی شنیدم و دیگه نفهمیدم خودم را جطوری بهش رسوندم

که خدا نصیب نکنه تمام صورت و لباسش غرق خون بود و با هیج جیز خونش بند نمی آمد.من که کنترل خودم را از دست داده بودم و کریه می کردم بهتاب می گفت مامان بجه های بد گریه می کنند ....هیجی نشده ............

خلاصه پیشونی زیبای دخترکم یک خراش عمیق گرفت که حداقل ۶ تا بخیه می خواست که من نگذاشتم بخیه بزنند حالا اشتباه یا درست بود نمی دونم................

خلاصه اینم خلاصه خلاصه ای از این روزها...............

یک تشکر ویژه از دوست نازنینم مامان پگاه و پارسا عزیز که هر سال لطف دارند و تولد بهنیا و بهتاب را در وبلاگشون یادآوری می کنند.ممنون برای همه   جیز و امیدوارم موفقتر و شادابتر از همیشه باشید.

 

 

 

/ 5 نظر / 28 بازدید
پریسا

سلام نوشین جون 1000 ماشالله به بهتاب جون خوشگلم و100000 افرین به بهنیا جونم.خیلی واسه بچه ها اسفند دود کن.مراقب خودتم باش.[ماچ][گل][ماچ][قلب]

آروین و مامی

سلاااااااااااام عزیزم خوبی وای چقدر شوکه شدم برای اتفاقی که افتاده بمیرم آخه چراااااااااااااااااا ؟؟؟؟ ایشالا همیشه صحیح و سالمو سلامت باشن فرشته های خوشگلت ماشالا چه مردی شده بهنیا جون اسفند یادت نره.. راستی الان ایرااااااااااااااااااااااااااااانی؟؟؟؟؟

مامان پگاه پارسا

سلام نوشین جون خداروشکر بخیر گذشته دلم خیلی لرزید الهی بهتاب گلت زود زود خوب بشه بمیرم چه دردی رو تحمل کرده[ماچ][ماچ]

مامان پگاه پارسا

هزار ماشاله به بهنیای عزیزم و بهتاب عسلی که روز به روز ماه تر میشن[ماچ][ماچ]

مامان پگاه پارسا

عکسهای تولد بهنیا جون هم محشره جای شماها حسابی خالی بوده [هورا][هورا][هورا]