نمی دونم از کجا و از چی بنویسم چقدر شلوغه این روزها

از دلتنگیها و خستگیها و کبود وقت برای خودم بنویسم یا از بچه های ..............

یک مسافرت یک هفته ای بدون بهنیا که سخت بود ولی ضروری ............

بهنیا حسابی مشغوله سه روز هفته زبان می ره و دو روز بسکتبال و یک روز فشرده برای سنتور که جشنواره ای هم در دو هفته آینده دارند که حساب داره تمرین می کنه حالا بماند که چقدر حرص میده و با من کلنجار می ره و  البته گاهی هم به طبیعت میره و روحیش عوض میشه..............

روزهای جمعه هم یکساعت میره فوتسال و حسابی مشغوله و به من هم مثل همیشه کمک می کنه نمی تونم بگم چقدر عالی با بهتاب بازی میکنه و بهتاب هم مثل همه خواهرها چقدر دوستش داره از صبح که بهنیا میره مرتب میگه داداشی نیست

داداشی رفت و با هر صدایی به طرف آیفون میره که ببینه بهنیا آمده یا نه و کلی بوس و ناز میکنه بهنیا را

بهتاب کوچولو بسیار فعاله و از صبح تا شب تمام محتویات داخل کابینت آشپزخانه و کشوی داخل اتاقها خالی میشه و چیده میشه مرتب به به درست میکنه و ما باید از اون بخوریم  و با انواع روسری و چادر کوچولوی خودش هم بازی میکنه حرف زدنش نسبت به همسنهاش خیلی خوبه خیلی عالی پشت تلفن ارتباط برقرار میکنه و با هر کسی که برخورد داره  میگند بهتاب نسبت به سنش خیلی باهوشه و خودم هم این قضیه را کاملا حس میکنم  البته آبکار بهتباب ١٠ بود وقتی بدنیا آمد و دکترش هم خیلی از زبل بودنش و هوشش صحبت می کرد و الان کاملا همه ما متوجه می شیم که چقدر صبور و زیرک و باهوشه......................

دخترک من الان ١۵ تا دندون داره و در دندون درآوردن هم خیلی صبور بود و لی تازگیها خیلی بد غذا شده و این قضیه حسابی اذیتم می کنه که امیدوارم درست بشه.به کتاب خیلی علاقه داره و کلی به زبون خودش برامون از روی کتاب داستان تعریف می کنه

مثل موش میره داخل کابینت و برای خودش جایی درست کرده نگاه کنید.

 مامان چرا درب را باز کردی

بهنیای صبور من متفکرانه شیطونیهای بهتاب را در رستوران نگاه می کنه و حرص می خوره

خونه های جدید واقعا برای بچه داری خیلی سخته بویژه خونه ما که روزی ٢٠ بار حداقل من باید بالا و پایین برم بهتاب هم یاد گرفته که از این پله های مارپیچ خطرناک بالا بره ببینید چطور گریه می کنه که نمی تونه درب را باز کنه

حالا آمدیم در حیاط و مشفول بازی با کفش دوزک در باغچه

 و حالا دخترک منتظر برای بهنیا

/ 9 نظر / 4 بازدید
جلیلی

سلام امیدورم زندگی عاشقانه خانوادگی تون عاشقانه تر از قبل باشه یه جایی هم برای تفریح تو زندگی باز کنید برای همه بهتره بازی های کودک محور

سارا و ماهان

سلام خسته نباشید...امیدوارم بهنیا لبشتر از همیشه موفق باشد...دختر کوچولو هم که حسابی دلبری می کند ..وای اون عکس گریه دل آدم را کباب می کند...عکسه همه قشنگ بود ..راستی خیلی خوب است که بهتاب وابسته به دادشی است. شاد باشید و براتون روزهای خوبی را آرزو می کنم.

الینا

سلام خوبین..گل دختر و گل پسری خوبن؟ خدا حفظشون کنه

مامان پارسا پگاه

سلام دوست خوبم میبینم که تو هم حسابی سرت شلوغه.. بهنیای هنرمندمون هم که مشغوله امیدوارم مثل همیشه موفق باشه[ماچ][قلب] الهی جیگر بهتاب گلمو بخورم که انقدر ناز و بانمک شده [ماچ][بغل][ماچ]

لیلی صالحی

سلام دختر خیلی نازی داری ما شا.... بزرگ شده .خدا برکت بده به این دنیای مجازی فامیل باشی توی یک شهر باشی بعد از طریق اینترنت با هم در ارتباط باشی ؟؟؟؟؟[متفکر]

مریم

سلام عزیزم خوبین خدا براتون حفظشو.ن کنه ماشالا چه دختر نانازی دارین ببوسینش دوست داشتین سری به ما بزنین منتظرتون هستم [ماچ][گل][خداحافظ]

مامان آروین

الهی قربونه این دختر گل با چادر سر کردنش[ماچ][بغل]

زمانه مامان پرهام

سلام خانمی! هزار تا بوس برای این خواهر مهربون و چشم انتظار همیشه به سفر خوش باشید عزیزم بهنیا را ببوس که چقدر تو عکس آقا افتاده[ماچ]