این روزها

روزها به سرعت می گذره سال تحصیلی به پایان رسید بهنیا گل پسر ما امتحانها را با موفقیت پاس کرد  جا داره در اینجا از خانم یعقوبیان معلم گل و نمونه بهنیا در مالزی که همچنان در ارتباط هستیم با ایشان و هیچوقت یاد و خاطره ایشون را بهنیا نمی تونه فراموش کنه  تشکر و قدردانی بسیار داشته باشم.

و این روزها خیلی ذوق وشوق برای کمک کردن داره  از مهمانها که برای دیدن می آمدند پذیرایی می کرد در کنار بزرگترها و خیلی مراقب خواهر کوچولوش هست .بوش می کنه و بوسیدن فراوان و میگه من خوشگلترین خواهر دنیا را دارم .

بهنیا شمال را خیلی دوست داره بویژه شهرکی که همیشه می ریم و لی برای تعطیلات هر چقدر همه اصرار کردند که با بقیه بره قبول نکرد برعکس همیشه که ما اگر نمی رفتیم بهنیا با مامان بزرگ و بقیه راهی می شد من هم خیلی دوست داشتم بهنیا بره و استراحت کنه ولی گفت بدون شما و بخصوص خواهرم نمی رم چون دلم تنگ میشهبغل

البته خیلی هم حساس شده و ما هم شدیدا مسائل سیاسی را رعایت می کنیماوه

بیشتر وقتها فکر میکنه خودش این مراحل را نداشته کوچولو میشه می خواد شیر بخوره و .....کلافه

بهتا کوچولو هم فعلا خیلی آرومه و حسابی دل ربایی میکنه خدا را صد هزار مرتبه شکر از هر جهت خوبه زردی نگرفت و فعلا شرایط خوبی داره لبخند

 

 

 

/ 21 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان پرنیان

به به قدم نورسیده مبارک من نمیدونستم . حسابی مواظبش باش عزیزم .

سارا و ماهان

سلام نوشین جون تولد دختر کوچولو مبارک ..انشالله در کنار شما و برادر گلش 120 ساله شود....چه خوب که نی نی آروم و خوبی است .بهنیا هم حتما خیلی خوشحال است و مواظب خواهر کوچولوش است.[گل][گل][گل][گل][گل][گل]

هاله مامان ارشیا

قدم نو رسیده مبارک[لبخند]داشتنن دو تا بچه سخته یا آسون مامان بهنیا؟[لبخند]

مامان مرجان بردیا

سلام بهنیا جون چشمت روشن عزیزم چه خواهر خوشگلی خدا بهت داده کی بشه با کمک همدیگه خونه رو بترکونین[چشمک]

الینا

الهی قربونتون[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

الینا

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]برای نوشین عزیزم

مژگان مامان آندیا

سلام نوشین جون چقدر بهتا کوچولو ناز و ملوسه. امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشه. چقدر خوبه که بهنیا جون هم اینقدر دوستش داره و مراقبشه [قلب][ماچ]