یک گفتگوی تازه از بهنیا - بهنیا شکلات بابا

دوشنبه ۳ دی ۱۳۸٦
یک گفتگوی تازه از بهنیا

امروز با معلم بهنیا صحبت می کردم می گفت ناراحت لاغری بهنیا هستم آوردمش جلوی کلاس و دو تا از بچه های دیگه که خیلی درشت بودند را صدا کردم از جمله آراد بعد بهش گفتم تو باید نون آور خانه باشی زن بگیری بابا بشی چطور به این لاغری می خوای این کارها را انجام بدی بازوهای آراد را ببین

بهنیا هم خیلی خونسرد گفت کی حالا خواسته زن بگیره بابام توی عکسهای عروسیش موهاش سیاهه حالا سفید شده اینقدر مو داشته حالا خیلیش ریخته تازش اون موقع شکم نداشته حالا شکم داره من نمی خوام پیر بشم مثل بابام

حالا من بشینم بچه بزرگ کنم اینم نتیجه گیری این وروجک از شرایط باباش

و یک گزارش تصویری از این روزها