بهنيا با بيمارستان - بهنیا شکلات بابا

سه‌شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٦
بهنيا با بيمارستان

هفته بدی بود پسر گل ما مریض بود و خیلی ما را نگران کرده بود برای اولین بار مجبور شدیم راهی بیمارستان شویم. و تستهای مختلف و شنیدن گریه های مظلومانه بهنیا ............

خیلی روزهای سختی بود همراه با تب شدید که با هیچ دارویی کنترل نمی شد حتی می خواستیم سریع  بهنیا را ببریم ایران چون اگه باباش نبود با این دکتر های ناجور اینجا خدا می دونه چه اتفاقی می افتاد.

ولی تا حالا به خیر گذشته و کمی بهتر شده تا ببینیم چی میشه..............