روزهای آخر هفته - بهنیا شکلات بابا

جمعه ۱٥ تیر ۱۳۸٦
روزهای آخر هفته

یک روز اتاق تکانی حسابی  داشتم که مامانی بسیار خوشحال شد همه وسایلم را گذاشتم بیرون اتاق مثل مامانم همه جا را جارو کردم بعد مرتب کردم .و خلاصه خیلی با سلیقه همه کارها را خودم برای اتاقم انجام دادم و کلی مامانم ذوق کرد.

ولی برای درس خوندن من همیشه مامانم عصبی میشه و گاهی اوقات هم ................

روز مادر  من با مامان رفتم استخر مامانم برای من پیتزا دومینو سفارش داد و آوردند خانه که من بسیار خوشخال شدم .

امروز جمعه هم با مامانم رفتیم شهر بازی و بعدش سینما جای همگی خالی یک فیلم جدید تخیلی که خیلی عالی بود مامانم دوست نداشت فقط به خاطر من آمد ولی من خیلی خوشحال بودم . بعد هم ناهار خوردیم . و با دو تا دختر خوشگل آشنا شدم مامانم هم طبق معمول جون چشم آبی و موی طلایی داشتند غش کرد . یک کوچولو خرید کردیم و برگشتیم خانه بعد از دو ساعت من رفتم تکواندو................

چه هفته خوبی بود برای شما چطور؟

  

Cool Slideshows!