*****روز مادر ***** - بهنیا شکلات بابا

یکشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٦
*****روز مادر *****

از طریق سایت کودکانه که مسابقه نقاشی برای روز مادر گذاشته  متوجه شدم روز مادر نزدیک است خیلی سریع رفتم وشروع به کشیدن نقاشی کرد م و بعد آوردم و  به  دیوار آشپز خانه زدم و به مامانم گفتم چشات را ببند و بعد که باز کرد نقاشی را دید  ومامان خیلی خوشجال شد

بعد هم گفتم امروز بریم مید ولی یک شاپینگ بزرگ در این جاست که البته همه چیز داره وقتی رسیدیم گفتم مامان به خاطر روز مادر بریم پیتزا دومینو............

مامان گفت پسر جون تا روز مادر ۴ روز دیگه مانده  ولی بلاخره رفتیم بعد من رفتم سریع در قسمت عطر فروشی و یک 1RMکه به پول ما  حدود   280 تومان میشه به یک خانوم خوشگل چینی دادم و مامانم هم مشغول دیدن لباسها بود یک بسته که خیلی بسته بندی قشنگی داشت انتخاب کردم و پولم را دادم خانم یک چیزهایی گفت ولی من متوجه نشدم خلاصه مامان آمد گفت ببخشید و از من سوال چکار کردی گفتم می خواستم این را برات بخرم ولی خانم نداد مامانم گفت پسر جون آن قیمتش 450RM وخیلی پول نیاز داری اشکال نداره همون نقاشی بهترین هدیه است ولی من با اعتماد به نفس گفتم می خرم بلاخره برات مامان جون صبر کن.

پیشاپیش به مامان بزرگهای عزیزم روز مادر را تبریک می گم .

ادامه تبریکات ویادآوریها بعدا.................................................................................................

زرنگی اینه دیگه  روز مادر از امروز شروع شده