گله های بهنيا - بهنیا شکلات بابا

چهارشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٦
گله های بهنيا

به مامانی در ایران زنگ زدم و کلی گله وشکایت کردم گفتم بیا دخترتون را ببرید

چرا عزیزم؟

آخه مرتب تمیز کاری می کنه و به من می گه مواظب باش .....

با کامپیوتر بازی نکن پس چکار کنم

بهنیا زبان بخون .زبان گوش کن .زبان بنویس

من به مامان می گم بیا دوتایی دزد وپلیس بازی کنیم

یا من اسپایدر من و تو اکتاپوس

یا بیا ماشین بازی کنیم

اصلا من مغازه دار تو بیا خرید کن

یک کوچولو بازی می کنه می گه بهنیا جون من خستم ! من کار دارم! من درس دارم.............

پس ما بچه ها که تنها هستیم چکار کنیم 

شما دوستان بگید ما چکار کنیم که هر روز  شما مامان و باباها با ما بازی کنید و غر نزنید.

   

این خانم هندی به من زبان یاد می ده من ریاضی را خیلی خوب بلدم ولی فارسی می گم