بهنیا شکلات بابا

یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸
 

 .. پاسداشت حرمت پدر وظیفه هر فرزندی است. به همه پدران سلام می کنم و برایشان آرزوی طول عمر دارم. به پدر خودم نیز ادای احترام می کنم.

بیایید  نه فقط امروز بلکه همیشه قدر دان پدران باشیم ..مبادا که فردا خیلی دیر باشد

 

چند سال پیش پدر بزرگ مهربون اسم همه را برای حج عمره ثبت نام کرد ولی میسر نشد تا امسال که آخرین مهلت بود برای رفتن ............

من که با وجود بهتاب حاضر به رفتن نشدم .بهنیا هم که اول راضی شده بود بعد پشیمان شد و خلاصه امروز بابایی و پدر بزرگ و مادر بزرگ و خاله ناهید راهی شدند و از همین حالا جاشون حسابی خالی شده ...............

امسال ١٣ رجب پیش ما نیستند تا روز پدر را بهشون تبریک بگیم ولی در مدینه این روز را جشن می گیرند.

فقط خدا بداد من برسه با این وروجکهای بابایی که از الان معلومه چقدر سخته با اینکه از صبح تا شب پدرشون را نمی بینند ولی همون ٢ ساعت هم انگار که ...................بلهابرو

ای خدا چی میشد من هم پدر بودم..............

ما هم قرار بود ١۶ تیرماه عازم لندن بشیم که با وقایع اخیر ویزای ما لغو شد خدا باعث و بانیش را نابود کنه ..................

حالا باید صبر کنیم ببینیم چی میشه............