هنرمند کوچک - بهنیا شکلات بابا

دوشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٧
هنرمند کوچک

امروز بهنیا وقتی از کانون برگشت قیافش دیدنی بود تمام لباس و دستهاش رنگی بود یک  جغد خوشگل با چوب درست کرده بود و آورده بود خونه البته خیلی به این کار علاقه مند شده و دستش قوی شده وقتی با اره و چوب کار میکنه و با چنان حوصله و دقتی مشغول به کار میشه که باورم نمیشه بهنیاستمتفکر

یاد خانم یعقوبیان نازنین به خیر که چقدر نگران قوی نبودن دستهای کوچولوی بهنیا بودند چون وقتی مشق می نوشت خیلی زود خسته میشد و حالا پسرمون کلی هنرمند شده از گل گرفته تا چوب و احتمالا بعد هم سنگ هنرنمایی میکنه

امروز می گفت بهتاب را شوهرش بدیم به بهشاد(دوست بهنیا)

من گفتم چرا گفت چون باباش پولداره حتما خودش هم پولدار میشه تعجب

بعد از چند دقیقه ای گفتم بهنیا ببین چقدربهتاب دوستت داره فقط ترا نگاه میکنه گفت می خواد ببینه من اجازه می دم با بهشاد ازدواج کنه یا نه؟خنده

 

  اینم دختر کوچولو که این مدلی خوابیده