بهنیا شکلات بابا

یکشنبه ٥ خرداد ۱۳۸٧
 

هفته گذشته جمعه شب را در محوطه هتل عباسی بودیم یک آش سنتی خوردیم و چندین چای و پولک و کلی از فضا و موسیقی سنتی آنجاانرزی فراوانی گرفتیم .صبح شنبه راهی بیمارستان شدیم و در ساعت ٨ صبح دختر کوچولو به دنیا آمد . استقبال بهنیا بسیار عالی بود و شو ق و ذوق وصف نشدنی و نمی تونم بگم چقدر هیجان داره و همکاری میکنه و مواظب خواهر کو چولوش هست و روحیه عجیبی پیدا کرده و خوشحالم که بهنیا  را اینقدر شاد و سرحال می بینم . دختر کوچولو هم فعلا بسیار آرام است و بیشتر ساعتها را به خوردن شیر و خواب سپری می کنه